خداحافظ ....خداحافظ ....خداحافظ ....
کلامی سخت دلگير است و جان فرسا
که در اوج محبت بين ما
نقش بر خاطرم خواهد زد
و من در ابتدای جاده تنهای
سرود بی تو رفتن را که سرشار غم و درد است
به همراه بلور اشکهايم مينوازم
خطا کردم نمی دانم
ولی شايد وفا کردم نمی دانم
کی ز خاطر ببرم
من به تو عهد نمودم که ز تو دور نمانم
پس چرا عهد شکسته شد
من ندانم ... من ندانم...
یاد آن شب که صدای قدمت
زير رگبار تند باران به تن خسته من
جان ميداد
کی ز خاطر ببرم
من ندانم گذر این همه وقت
گذر این همه عسق
رفتن اين همه عمر
من ز تو در بمانم؟؟؟
من ز تو روی بتابم ؟؟؟؟؟
من ز تو دل نتوانم کند
گر چه تو بگسلی ز من پيوند
گر چه من زیر لب نغمه غمناک
خداحافظ ....خداحافظ ....خداحافظ ....
زمزمه کنم ......
********************************

اينم به خاطر تو ناشناس آشنای من.....

**********************************


امروز دلم به وسعت تمام بودنم شکست ......
ديگه تحمل اين يه کارت برام خيلی سخت بود ......

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بت عيار

سلام عزيز مهربان. يک وبلاگ پوسيده ديگر............ يا حق!

به دنبال ققنوس

سر هر شانه سری گريه کند وقت وداع// سر ما وقت وداع گوشه محراب دل است// من تازه با اين وبلاگ اشنا شدم زيبا و شيوا و روان مينويسی سکته های که اکثرا در شعرها ميديدم در شعر شما نبود من اسم وبلاگ خودم رو ديوانه ای که به دنبال ققنوس ميگشت گذاشتم و نميدونی چقدر دنبالش گشتم اما هنوز پيداش نکردم اگه يه روز به وب لاگ حقير من سر زدی خوشحال ميشم نظر يا انتقادی از شما ببينم مخصوصا اگه انتقاد کنی

shahnazz6

سلام. من شاعر يا نويسنده خوبی نيستم. اما خواننده خيلی خوبيم. تبريک می گم. قشنگ می نويسی. ارشيوتم باز کردم و سر فرصت می خونم. شاد باشی دوست من.

رامين

خداحافظ... خداحافظ... کلامی گرم بود اما... چرا آخر مرا با رفتن خود آشنا کردی... خداحافظ... خداحافظ... وای آخر چرا با من جفا کردی... خداحافظ... خداحافظ... مرا در پشت دیوار بلند آرزوهايم، تو اینگونه رها کردی... خداحافظ... خداحافظ...

مهدی

سلام همچين بد نيست. راستی من نفهمیدم از قرار معلوم شما ۱ رو دوست دارین که خبر نداره؛آره؟آخه این غریبه آشنا کیه؟ خلاصه اینقدر سخت نگیر.انشالا ۱ همدم خوب و سالار گیرت بیاد تا شما هم از این اوضاع بی حالی وبی انگیزگی بیرون بیایی؛چون این نیز بگذرد غمی نیست.راستی شما دانشجوی ارشد مکانیک همدانی؟ قعلن.

ع.ش.ق

عجب دفتر شعری اينجا خاک می خوره...انصاف نيست.

علي

هميشه دير می رسد مسافر هميشگی ......

كيميا

سلام سلام نمي دونم اينو مي خوني يا نه / حس كه تو وبلاگت داري شايد كمتر جاي پيدا بشه / من تازه امروز اين وبلاگ رو ديدم و نوشته هات با وجود غمگين بودن خوشم اومد اميدوارم وقتي كه اين نوشته رو مي خوني ديگه غم از خونه دلت رفته باشه

حامد

بی تو با آفتاب خواهم گفت................... درد اين ظلمت خزانی را اشک من از رخم نخواهد شست................عطر معشوقه جوانی را